دلنوشته

گاهی خدا آن قدر صدایت را دوست دارد که سکوت میکند تا تو بارها بگویی خدای من . . . :(

دلنوشته

گاهی خدا آن قدر صدایت را دوست دارد که سکوت میکند تا تو بارها بگویی خدای من . . . :(

دلنوشته

سلام به وبگاه من خوش امدید.
نظر یادتون نره
باذکر صلوات کپی شود.
***************************
بعضی حـــــرفا رو نمیشه گفت ... باید خـــــورد !

ولی بعضی حرفـــارو ... نه میشه گفت ... نه میشه خـــورد !

می مــونه سَــــرِ دل !


میشه دلتنگــــــی ، میشه بغــــض ، میشه سکــــــوت ،

میشه همــــون وقتی که خـــودتم نمیـــدونی چه مــــرگته !

**به ویلاگ جدیدمون هم سری بزنید خالی از لطف نیست **

http://ashtibaketab.blog.ir

همچنین خوشحال میشم از نظرات و پیشنهاداتتون هم بهره ای ببریم

با سپاس از همراهان همیشگی

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۸ بهمن ۹۴، ۰۹:۴۶ - مهدی ابوفاطمه
    :)

۵۶۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشعار معاصر» ثبت شده است

۲۹
شهریور ۹۳




تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.
تو چیستی، که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق، سرگشته، روی گردابم!
تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟

تو را کدام خدا؟
تو از کدام جهان؟
تو در کدام کرانه، تو از کدام صدف؟
تو در کدام چمن، همره کدام نسیم؟
تو از کدام سبو؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۴۸
سین میم
۲۸
شهریور ۹۳
در این دنیا بی شک یک نفر
بی تاب خنده های توست
بی قرار آغوش توست
در این دنیا بی شک یک نفر
طعم بوسه های تو را میفهمد
خط به خط آغوش تو را میخواند
در این دنیا بی شک
یک نفر...
تو را آنقدر میخواهد
که گویی
قبل از او...
هیچکس در قلب تو...
خانه ای نداشته...
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۳ ، ۲۰:۵۳
سین میم
۲۸
شهریور ۹۳



دلم مدتهاست انتظار محرم را میکشد...

دلم پر از حرف است...پر از تنهایی...

یک آسمان دلتنگم،به قدر بغض یا کریم ها گریه دارم...

دلم عجیب معجزه میخواهد...

آرزو دارم کربلایت را...

مولایم حسین جان دعایم کن...دعایم کن..
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۳ ، ۰۹:۲۷
سین میم
۲۸
شهریور ۹۳


نفسی داشتم و ناله و شیون کردم

بی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم

گرچه بگداختی از آتش حسرت دل من

لیک من هم به صبوری دل از آهن کردم

لاله در دامن کوه آمد و من بی رخ دوست

اشک چون لاله سیراب به دامن کردم

در رخ من مکن ای غنچه ز لبخند دریغ

که من از اشک ترا شاهد گلشن کردم

شبنم از گونه گلبرگ نگون بود که من

گله زلف تو با سنبل و سوسن کردم

دود آهم شد اشک غمم ای چشم و چراغ

شمع عشقی که به امید تو روشن کردم

تا چو مهتاب به زندان غمم بنوازی

تن همه چشم به هم چشمی روزن کردم

آشیانم به سر کنگره افلاک است

گرچه در غمکده خاک نشیمن کردم

شهریارا مگرم جرعه فشاند لب جام

سال هابر در این میکده مسکن کردم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۳ ، ۰۸:۵۲
سین میم
۲۷
شهریور ۹۳


دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای در آن نهان باشد
روزگار غریبیست نازنین، روزگار غریبیست نازنین

و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می‌زنند

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

روزگار غریبیست نازنین، روزگار غریبیست نازنین

و در این بن‌بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت‌وار سرود و شعر فروزان می‌دارند
به اندیشیدن خطر مکن روزگار غریبیست
آن که بر در می‌کوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۳ ، ۲۰:۰۲
سین میم
۲۷
شهریور ۹۳

الهی
دردهایی هست که نمی توان گفت
و گفتنی هایی هست که هیچ قلبی محرم آن نیست

الهی
اشک هایی هست که با هیچ دوستی نمی توان ریخت
و زخم هایی هست که هیچ مرحمی آنرا التیام نمی بخشد
و تنهایی هایی هست که هیچ جمعی آنرا پر نمی کند
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۳ ، ۰۹:۴۸
سین میم
۲۶
شهریور ۹۳
حالم این روزا حال خوبی نیست
مثل حال عقاب بی پرواز
.
شکل حال ژوکوند بی لبخند
مثل احوال تار بی شهناز
.
زندگیم مثل بیخ دیواری
توی تاریخ تلخ و تکراری
.
با هر اسمی دو بار می میرم
دو محمد دو بار مختاری
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۳ ، ۲۰:۳۸
سین میم
۲۵
شهریور ۹۳


شب ها به دشت پیرهنم خواب می دهی
نیلوفری و جلوه به مرداب می دهی
تو کیستی که با تو پر از حرف تازه ام؟
هر شب به دفترم غزلی ناب می دهی
هر واژه را به لمس سرانگشت شاعرت
از دست من گرفته تب و تاب می دهی
پیراهن سفید تو آرامش شب است
این رنگ تازه را تو به مهتاب می دهی
در سینه ات که گرم ترین آشیانه هاست
جایی به یک پرنده ی بی تاب می دهی
من تشنه ام که غرق شوم در تمام تو
تو چکه چکه چکه به من آب می دهی
شیرین خسروی
از کتاب "حتی همین گلدان خالی عاشقت بود"

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۱۱
سین میم
۲۵
شهریور ۹۳

قطره دلش دریا می خواست.

خیلی وقت بود که به خدا گفته بود ...

هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی.راهی از رنج و عشق و صبوری ...هر قطره را لیاقت دریا نیست !

قطره عبور کرد و گذشت.

قطره پشت سر گذاشت.

قطره روان شد و راه افتاد و هربار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت ...

تا روزی که خدا گفت : امروز روز توست.روز دریا شدن.

خدا قطره را به دریا رساند.

قطره طعم دریا را چشید.طعم دریا شدن را.

اما ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۱۵
سین میم
۲۳
شهریور ۹۳

هر جا و هر کجای جهان که باشم
باز به بستر بی خواب خود باز می گردم

باز این عطر و اسم توست
که مرا به مرور واژه ها می خواند ...

من از شروع تو بوده
که شب را
برای رسیدن به صبح می خواهم
و تو
هر جا و هر کجای جهان که باشی
باز به رؤیاهای من باز خواهی گشت .
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۳ ، ۲۰:۳۰
سین میم