دلنوشته

گاهی خدا آن قدر صدایت را دوست دارد که سکوت میکند تا تو بارها بگویی خدای من . . . :(

دلنوشته

گاهی خدا آن قدر صدایت را دوست دارد که سکوت میکند تا تو بارها بگویی خدای من . . . :(

دلنوشته

سلام به وبگاه من خوش امدید.
نظر یادتون نره
باذکر صلوات کپی شود.
***************************
بعضی حـــــرفا رو نمیشه گفت ... باید خـــــورد !

ولی بعضی حرفـــارو ... نه میشه گفت ... نه میشه خـــورد !

می مــونه سَــــرِ دل !


میشه دلتنگــــــی ، میشه بغــــض ، میشه سکــــــوت ،

میشه همــــون وقتی که خـــودتم نمیـــدونی چه مــــرگته !

**به ویلاگ جدیدمون هم سری بزنید خالی از لطف نیست **

http://ashtibaketab.blog.ir

همچنین خوشحال میشم از نظرات و پیشنهاداتتون هم بهره ای ببریم

با سپاس از همراهان همیشگی

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۸ بهمن ۹۴، ۰۹:۴۶ - مهدی ابوفاطمه
    :)

۵۶۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشعار معاصر» ثبت شده است

۲۵
تیر ۹۳


ای سرنوشت از تو کجا میتوان گریخت؟
من راه آشیان خود از یاد برده ام
یکدم مرا به گوشه ی خلوت رها مکن
با من تلاش کن که بدانم نمرده ام!


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۳ ، ۱۰:۳۳
سین میم
۲۵
تیر ۹۳




            بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم 
        گر چه میدانم که عمری در غریبی زیستم
       مثل رودی بستـر این خـاک را طـی کرده ام
          تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم!!

در عبور از لحظه ها بر روی پای اشتیاق
                              لب شکست از خشکی
                                     اما همچنان می ایستم

             روزگار بقیه عمر سبزم را ربود 
         گر چه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم
             ای فریماه شب تار یاریم کن
           تا بدانم سایه گمگشته ای از کیستم ...

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۳ ، ۰۸:۲۴
سین میم
۲۴
تیر ۹۳

در کار عشق ما همیشه اما بود
 
بی جانی ریشه از ساقه پیدا بود
 
 
 
آن شب که گفتی باورم کن با تو میمانم
 
دلواپسی های من از صبح فردا بود
 
 
 
آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست
 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۳ ، ۲۳:۱۳
سین میم
۲۴
تیر ۹۳

یکبار خواب دیدن تو
به تمام عمر می ارزد
پس نگو...نگو که رویای دور از
دسترس خوش نیست
قبول ندارم...

گر چه به ظاهر جسم
خسته است ولی
دل دریایی ست
تاب و توانش بیش
از اینهاست
دوستت دارم و
تاوان آن هر چه که میخواهد باشد........


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۳ ، ۲۱:۵۰
سین میم
۲۴
تیر ۹۳

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد
گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
زنده یاد دکتر حمیدی شیرازی

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۳ ، ۱۹:۴۶
سین میم
۲۰
تیر ۹۳

"خــ♥ـــدایـــا" کـــار ایــن دنــیا بـــدونِ "تـــو" چــــقد سخـــته
میــــخوام پیــــشِ "تــــو" آروم شــــم خـــیالــــم پیــــشِ "تـــو" تخـــته

نمیـــخوام بــــی "تـــو" تنــــها شــــم
نمیــــخوام بـــی "تــــو" رُســــواشـــم
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۳ ، ۱۹:۱۸
سین میم
۱۹
تیر ۹۳

رحمی نما بر حال بی حالم که بیمارم
این شبها از بهر درمانم بیا، من بی قرارم
کاش اندر این ماه روی ماهت را ببینم
یکدم نگاهم کن که من رسوای این یارم
هر دم به سوی تو شدم بر راه عشقی
بر خود رسیدم،من خودم بن بست و دیوارم
در هر نفس بر قلب بیمارم ببار ابر بهاری
من یک درخت خشک و بی بارم


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۳ ، ۲۰:۰۶
سین میم
۱۹
تیر ۹۳

دل من ، حوصله کن ، داد زدن ممنوع است
کم بکن این گله ، فریاد زدن ممنوع است

بین این قوم که هر کار ثوابی است ، کباب
دل دلسوخته را باد زدن ممنوع است

تیشه بر ریشه فرهاد زدن ، شیرین است
حرفی از پیشه فرهاد زدن ممنوع است

شادی از منظر این قوم ، گناهی است بزرگ
بزن آهنگ ، ولی شاد زدن ممنوع است...


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۳ ، ۱۷:۰۲
سین میم
۱۹
تیر ۹۳

خدایا بی تو بودن سخت است ...
من کجای این جهان هستی ایستاده ام !؟

خداوندا :
به خاطر نعمت هایی که اگر دهها ، نه 
بلکه هزاران عمر نوح به من دهی تا 
شمارش آنها کنم ، نخواهم توانست شمرد سپاس ...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۳ ، ۰۹:۲۲
سین میم
۱۸
تیر ۹۳

به طرز عجیب و احمقانه ای دلم برایت تنگ است
دلخوشی ها کم نیست
آدمهای دور و برم هم کم نیستند
می آیند لبخندی روی لبم می‌نشانند و می‌روند ولی دلتنگی عجیبی همیشه و همه جا همراه من است
نمی‌دانم این روزهایت چطور می‌گذرد... نمی‌دانم تو هم دلتنگی یا نه

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۳ ، ۲۳:۱۲
سین میم