دلنوشته

گاهی خدا آن قدر صدایت را دوست دارد که سکوت میکند تا تو بارها بگویی خدای من . . . :(

دلنوشته

گاهی خدا آن قدر صدایت را دوست دارد که سکوت میکند تا تو بارها بگویی خدای من . . . :(

دلنوشته

سلام به وبگاه من خوش امدید.
نظر یادتون نره
باذکر صلوات کپی شود.
***************************
بعضی حـــــرفا رو نمیشه گفت ... باید خـــــورد !

ولی بعضی حرفـــارو ... نه میشه گفت ... نه میشه خـــورد !

می مــونه سَــــرِ دل !

میشه دلتنگــــــی ، میشه بغــــض ، میشه سکــــــوت ،

میشه همــــون وقتی که خـــودتم نمیـــدونی چه مــــرگته !

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۱۸ بهمن ۹۴، ۰۹:۴۶ - مهدی ابوفاطمه
    :)

نذر کرده ام !

دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۴۰ ب.ظ | سین میم | ۰ نظر

نذر کرده ام !
یک روزی که خوشحال تر بودم
بیایم و بنویسم که
زندگی را باید با لذت خورد !
که ضربه های روی سر را، باید آرام بوسید
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد...!
یک روزی که خوشحال تر بودم
می آیم و می نویسم که
این نیز بگذرد ....
مثل همیشه که همه چیز گذشته است و
آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است..!
یک روزی که خوشحال تر بودم
یک نقاشی از پاییز میگذارم که 
یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست
زندگی پاییز هم می شود 
رنگارنگ ، از همه رنگ ، بخر و ببر ....!
یک روزی که خوشحال تر بودم
نذرم را ادا می کنم!
تا روزهایی مثل حالا
که خستگی و ناتوانی لای دست و پایم پیچیده است،
بخوانمشان...
و یادم بیاید که
هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد
و هیچ آسیاب آرامی بی طوفان !
*مهدی اخوان ثالث*


یک روزی که خوشحال تر بودم
نذرم را ادا می کنم!
تا روزهایی مثل حالا
که خستگی و ناتوانی لای دست و پایم پیچیده است،
بخوانمشان...
و یادم بیاید که
هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد
و هیچ آسیاب آرامی بی طوفان